پژوهشی تازه با کمک هوش مصنوعی نشان میدهد که در شهرهایی مانند نیویورک و بوستون، مردم سریعتر راه میروند و کمتر در فضاهای عمومی توقف یا تعامل میکنند. این تغییرات حاصل ترکیبی از سبک زندگی پرشتاب و جذب فناوریهای دیجیتال است که بر کیفیت روابط اجتماعی شهری اثر گذاشته است. با این حال، همان فناوری میتواند به طراحی دوباره فضاهای عمومی کمک کند تا تعاملات اجتماعی دوباره تقویت شوند.
در نیم قرن اخیر، فضاهای عمومی شهرها تغییرات چشمگیری را تجربه کردهاند. پیادهروها همچنان شلوغاند و پارکها پر از جمعیت، اما کیفیت تعاملات اجتماعی مردم کاهش یافته است. پژوهشی تازه با کمک هوش مصنوعی که در همکاری میان محققان دانشگاههای ییل، هاروارد و سایر مراکز علمی انجام شده، نشان میدهد که مردم در شهرهایی چون نیویورک، بوستون و فیلادلفیا سریعتر راه میروند، کمتر توقف میکنند و کمتر با یکدیگر ملاقات میکنند.
در دهه ۱۹۷۰، پژوهشگر شهری معروف ویلیام "هالی" وایت با فیلمبرداری از میدانها و پارکهای نیویورک، نشان داد که مردم بهطور طبیعی به جمع شدن و تعامل اجتماعی تمایل دارند. یافتههای او منجر به تغییراتی در طراحی فضاهای عمومی و نجات مکانهایی همچون پارک برایانت شد. با این حال، آن زمان تحلیل فیلمها ماهها زمان میبرد و نیازمند تیمی بزرگ بود.
امروز، همان ویدیوها دیجیتالی شده و با تصاویر جدید مقایسه شدند. الگوریتمهای هوش مصنوعی توانستند در چند دقیقه صدها نفر را تحلیل کنند؛ کاری که پیشتر ماهها طول میکشید. نتایج نشان داد:
سرعت راه رفتن در شهرها ۱۵ درصد بیشتر شده است.
توقف و ایستادن افراد در فضاهای عمومی کاهش یافته است.
تعاملهای اجتماعی (مانند ملاقاتهای دو نفره) کمتر شده است.
حتی در مکانهایی مثل پارک برایانت در نیویورک که طراحی آن بهبود یافته بود، تعداد تعاملات اجتماعی کاهش پیدا کرده است.
کارشناسان چند عامل را دخیل میدانند:
شتاب در زندگی کاری و ارزشمندتر شدن زمان.
جذابیت فناوریهای دیجیتال مثل تلفنهای هوشمند و شبکههای اجتماعی.
تغییر سلیقه مردم که بهجای پارک به کافهها و فضاهای بسته کشیده میشوند.
این روند میتواند تهدیدی برای بافت اجتماعی و حس شهروندی باشد. در فضای مجازی، افراد در اتاقهای پژواک و فیلترهای شخصی محصور میشوند، در حالی که فضای عمومی، بستری طبیعی برای تعامل، تضاد و همزیستی است.
پارادوکس ماجرا اینجاست که همان فناوری که مردم را از فضاهای عمومی دور کرده، میتواند برای بازگرداندنشان به این فضاها بهکار رود. هوش مصنوعی میتواند دادهها و الگوها را استخراج کند و به طراحان شهری کمک کند تا با آزمایش ایدههای کوچک – مثل تغییر طراحی صندلیها، افزودن آبنما یا ایجاد سایه – تعامل اجتماعی را تقویت کنند.
به گفته راتی، شهرها باید با فروتنی و کنجکاوی از این ابزارها استفاده کنند؛ چرا که فناوری به تنهایی نمیتواند بگوید چه چیزی برای مردم «خوب» است. بلکه باید از آن برای مشاهده، آزمون و بهبود تدریجی فضاها بهره گرفت.
یکی دیگر از عوامل مؤثر در آینده شهرها، تغییرات آبوهوایی است. برای نمونه، سیسیل امروز میتواند انبه پرورش دهد، اما میدانها و فضاهای عمومی آن همچنان بدون سایه و سازگاری با گرمای جدید طراحی شدهاند. در مقابل، شهرهایی مانند سنگاپور با ترکیب هوشمندانه گیاهان، آب و سایه توانستهاند محیطی خنکتر برای شهروندان فراهم کنند.
اگرچه تعاملات اجتماعی در فضاهای عمومی کمرنگتر شدهاند، اما امید به بازآفرینی دوباره آنها وجود دارد. راتی تأکید میکند: آگورا (میدان عمومی یونان باستان) نمرده است، فقط نیاز به بازطراحی دارد. هوش مصنوعی میتواند ابزاری ارزشمند برای احیای «سمفونی شکننده و ظریف فضاهای مشترک شهری» باشد.
مقالات اخیر